الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

48

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

وجوب اطاعت و فرمانبردارى از او بر همگان ثابت مىشود و بر همگان ارتكاب مخالفت با او و سرپيچى از فرمانش حرام مىشود و حكم كردن در مورد مخالفان و كسانى كه با او جنگ كرده‌اند واضح مىشود كه همگى گمراه هستند و مخالف امر او در بطلان است و كسى كه از فرمانش سرپيچى كند تبهكار و فاسق است ، زيرا خداوند متعال اطاعت از اولياى امر را در كتاب محكم خويش واجب كرده و فرمانبردارى از ائمه را قرين فرمانبردارى از خود قرار داده است ، آنجا كه فرموده : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خداوند اطاعت كنيد و از پيامبر و صاحبان امر اطاعت كنيد . » « 1 » اين آيه دلالت دارد بر اينكه سرپيچى از فرمان آنان همچون سرپيچى از فرمان خداوند مىباشد و حكم آن يكسان است . موضوع فاسق و فاجر بودن كسانى كه با امام عادل جنگ كنند ، هم مورد اجماع اهل قبله مىباشد و هم به طريق عقل و نقل ثابت است . و چون امير المؤمنين پس از بيعت عمومى مردم با او ، مرتكب رفتارى نشده كه موجب خروج آن حضرت از عدالت باشد و پيش از آن هم هرگز متهم به خيانت در دين نبوده و از امامت هم كناره نگرفته است ، پس كسى كه از اطاعت او سركشى كند گمراه است ، تا چه رسد به كسى كه با او جنگ كند و ريختن خون او و همراهانش را روا بدارد و با اين كار موجب ستم و تباهى بر روى زمين گردد ، كه در اين صورت طبق حكم صريح قرآن او را بايد با انواع عذاب سركوب كرد كه خداوند چنين فرموده است : « همانا كيفر آنان كه با خدا و رسولش جنگ مىكنند و در زمين به تباهى مىكوشند جز اين نباشد كه كشته شوند يا به دار آويخته شوند يا دست و پايشان را به خلاف قطع كنند يا از سرزمين خود تبعيدشان كنند . » « 2 »

--> ( 1 ) آيهء 59 از سورهء چهارم ( نساء ) . براى اطلاع بيشتر از اقوال مفسران رجوع كنيد به شيخ طبرسى ، تفسير مجمع البيان ؛ ج 3 و 4 ، ص 64 . م ( 2 ) بخشى از آيهء 33 سورهء پنجم ( مائده ) است . در اين باره رجوع كنيد به تفاسير ، از جمله محمد بن عبد الله كه بيشتر به ابن عربى معافرى اندلسى مشهور و در گذشته به سال 542 ه ق است . در احكام القرآن ؛ ج 2 ، ص 224 مىگويد بدون ترديد على ( ع ) امام و حاكم مردم بوده است زيرا مردم بر او اجتماع كردند و براى او امكان نداشت كه مردم را به حال خود رها كند و خود او شايسته و سزاوارتر كسى بود كه با او بيعت شود و او به منظور حفظ مردم و جلوگيرى از خونريزى و هرج و مرج كه ممكن بود به شكست - اسلام منجر شود بيعت مردم را پذيرفت ، و چون مردم شام از او خواستند كه قاتلان عثمان را به آنان تسليم كند ، فرمود : نخست در بيعت درآييد و سپس در طلب حق باشيد تا به آن برسيد ؛ و در اين باره على ( ع ) از همگان نيك‌انديش‌تر و داراى فكر و تدبير صحيح‌تر بود ، زيرا اگر مىخواست با شتاب و عجله قصاص كند قبايل قاتلان به طرفدارى از آنان قيام مىكردند و جنگ سومى صورت مىگرفت . از اين رو به آنان مهلت داد تا مسئلهء حكومت و بيعت همگانى استوار شود و سپس با محاكمه و قضاوت صحيح موضوع را بررسى كند و ميان امت هيچ اختلافى نيست كه براى امام جايز است جهت جلوگيرى از فتنه و پراكندگى ، قصاص را به تأخير اندازد و با اين ترتيب هر كس كه بر على ( ع ) خروج كرده ، ياغى و ستمگر است و جنگ با ستمگر و ياغى تا هنگامى كه تسليم حق نشود و صلح نكند واجب است و جنگ امير المؤمنين با مردم شام كه از بيعت خوددارى كردند و با اصحاب جمل و خوارج كه بيعت او را شكستند واجب و بر حق بوده است ، و بر آنان واجب بوده است كه به حضور على ( ع ) بروند و برابرش بنشينند و آراء خود را بر او عرضه دارند و بخواهند در صورت صحت ، برآورد و چون هيچ كدام چنين نكرده‌اند همگى ياغى و سركشند و مصداق اين گفتار خداوند كه مىفرمايد : « با گروهى كه از حق سركشى مىكنند جنگ كنيد تا به فرمان خدا تسليم شوند . » و معاويه سعد بن ابى وقاص را سرزنش كرد كه چرا با او در جنگ همراهى نكرده است . سعد پاسخ داد آرى از اينكه در جنگ با گروه سركش و ستمگر خوددارى كردم پشيمانم ، و مقصودش از گروه سركش معاويه و پيروانش بود . جصاص ( درگذشتهء 370 ه ق ) در احكام القرآن ؛ ج 3 ، ص 492 ، آورده كه على ( ع ) در جنگ با گروههاى سركش بر حق بود و در اين باره هيچ كس مخالفت نكرده است . و آلوسى در تفسير روح المعانى ؛ ج 26 ، ص 151 ، از حاكم نيشابورى و بيهقى از قول عبد اللّه بن عمر نقل مىكند كه مىگفته است در هيچ مورد آن قدر پشيمان نيستم و اندوه نمىخورم كه در مورد جنگ نكردن خودم با گروه سركش ، و مقصودش از گروه سركش معاويه و پيروان اوست كه بر على ( ع ) خروج كردند . آلوسى در اين مورد سخن ديگرى از خود اظهار نداشته ولى از برخى از علماى حنبلى نقل مىكند كه جنگ با سركشان واجب است و على ( ع ) كه در مدت خلافت خود با آنان جنگ كرده است و به جهاد با كافران نپرداخته بهترين جهاد را انجام داده است و كار او برتر از جهاد بوده است .